احمد مجد الاسلام كرمانى
مقدمه 24
سفرنامه كلات ( فارسى )
و گرنه چون شود اين مسأله مرا باور * كه اين خبر نكند در وزير هيچ اثر چرا كه هيئت دولت بدون غنج و دلال * مكلفند نخستين به حفظ استقلال على الخصوص كسى كه او رئيس بر وزراست * رئيس هيئت دولت امير بر امر است وزير خارجه برعكس زود داد جواب * به شخص كارگذارى نموده بود خطاب كه كرده است تظلم بتلگراف فلان * كه كرده قونسول روس اينچنين و كرده چنان اگر كه صدق بود كرده كار نامشروع * نماى قونسول از اينگونه كارها ممنوع « مجد » چون در مقابل قونسول روس كارى از پيش نبرد ناچار براى احقاق حق خويش به تهران رفت و در راه بتهران مصادف با جنگ بين المللى اول شد . كشور ايران كه در آن هنگام تازه از نعمت مشروطيت برخوردار شده بود بواسطه موانع و مشكلات خارجى و داخلى هنوز جانى نگرفته و با وجود مخالفت بسيارى از رجال بيطرفى خود را اعلام نمود بنابراين لازم بود كه سربازان متخاصم به هيچ وجه از سرحدات تجاوز ننموده و قدم بداخله كشور نگذارند . با اينحال ارتش روس در نواحى شمال تمركز يافته و خودسرانه در امور داخلى ايران مداخله ميكردند . انگليسىها نيز ببهانه حفظ منافع خود نيروئى بنام پليس جنوب ( S . P . R . ) در كرمان و فارس تشكيل دادند . گروهى از ميهنپرستان نيز فريب متحدين را خورده با آلمانها سازش كردند و بدون اجازه حكومت مركزى افسران ژاندارمرى را با خود همداستان ساخته بكرمانشاه رفتند و مدتها با ارتش روس جنگ و جدال مىنمودند . بر اثر اين اوضاع هيئت وزرا پشت سر هم سقوط مينمود و فرمان حكومت مركزى تنها در حوزه پايتخت قابل اجرا بود ! ! « مجد » پس از آنكه مدتى در تهران به اين در و آن در زد و دولتهاى وقت نيز بقدرى گرفتار كار خود بودند كه مجال رسيدگى به كار او را نيافتند « مجد » از اوضاع ناراحت شده و مسمط زير را انشاد نمود :